تبلیغات


دنیای مکمل قدرت واقعی را با ما تجربه کنید !

دنیای مکمل قدرت واقعی را با ما تجربه کنید !
پایگاه تخصصی بادی کلاسیک با مشاوره رایگان (تغذیه سالم - ورزش منظم) 
نویسندگان
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نظر سنجی
لطفانظر خود را درمورد وبلاگ بدهید؟






صفحات جانبی

در روزگاران پیشین، زن وشوهرجوانی ازكوه بلندی بالا رفتند. در بالای كوه، پیر دانایی را دیدند. پیر، جایی را برایشان باز كرد تا بنشینند. آن گاه گفت: «هرمطلبی كه داشته باشید، می توانید از من بپرسید». آنها معنای زندگی را پرسیدند. پیرپاسخ داد. آنها رمزخوشبختی را سؤال كردند. پیر، نسخه اش را نوشت. آنها اسرار جهان را پرسیدند. پیر جواب داد. آن گاه سؤال سختی را پرسیدند كه: «ای خردمند بزرگ، ما بسیار دچار خشم می شویم. در هنگام خشم، یكدیگر را آزار می دهیم. چه كنیم؟» ناگهان پیردانا به آنان خیره شد. آن گاه قلم خود را به دو نیم كرد و نفرین گویان به غار خود برگشت. درآستانه ی غار، رویش را برگرداند و غرید: «افسوس، اگر من پاسخ این پرسش را می دانستم، ناچارنبودم تنها بر بالای این كوه زندگی كنم!» 

درهنگام خشم چه می كنید؟

هیچ كس واقعأ راه غلبه برخشم، دست كم درتمام موارد را نمی داند. خشم، نعمتی الهی و بخشی طبیعی ازوجود انسان است، اما تسلط بر آن آسان نیست. خشم، در زندگی ما دردسرهای بزرگی را پدید می آورد. دشواریهای خشم، شامل اموری است كه نمی گذارد برخشم خود مسلط شوید به عنوان مثال، ممكن است از خشم خود بترسید، یا آن را خیلی دوست داشته باشید یا آن را (فروخورید) زیرا نمی دانید چگونه آن را ابراز كنید و چگونه دچار انفجار خشم شوید. مقصود از نوع خشم، نحوه ی بروز آن یا الگوی خاصی است كه هر كسی برای كنترل خشم خود به كار می برد. از خود می پرسیم: «در هنگام خشم، چه باید بكنیم؟» آن گاه نوع خاصی از ابراز خشم را برمی گزینیم.

دوری ازخشم 

یكی از دوستان علی با او قرار ناهارمی گذارد. اما سر وعده حاضر نمی شود. این كار، سه بارمتوالی تكرارمی شود. آیا علی خشمگین است؟ البته كه خیر. علی، به قول خودش هرگز از جا درنمی رود. اگرعصبانی شود، خیال می كند كه آدم بدی شده است. كسانیكه ازخشم دوری می كنند،هرگز عصبانیت را دوست ندارند. بعضیها ازخشم خود یا خشم دیگران می ترسند و سعی می كنند جنجال به پا نشود. می ترسند درهنگام خشم، اختیارخود را از دست بدهند و دیو درونشان مجال خود نمایی پیدا كند. بعضی دیگر فكر می كنند كه خوب نیست عصبانی شوند. این را یاد گرفته اند كه (فقط سگها پارس می كنند.) یا (پسرخوبی باش.عصبانی مشو) و برای این كه مورد محبت دیگران واقع شوند، خشم خود را پنهان می كنند. كسانی كه از خشم دوری می كنند، چون از جا درنمی روند، آدمهای خوب ومهربانی به نظرمی رسند، به همین دلیل، احساس امنیت و آرامش می كنند. آنان كه از خشم می گریزند نیز دشواریهایی دارند. این افراد، دربرابر امور غلط هم دچار خشم نمی شوند و لذا نیروی خشم به بقای آنان كمكی نمی كند. در ضمن نمی توانند مثبت وقاطع باشند چون درهنگام بیان خواسته های خود، احساس گناه می كنند و چه بسا كه دیگران حقشان را پایمال كنند.

خشم پنهان ( ریایی )

دوستان محسن تلفن می كنند و از او می خواهند كه برای گردش دسته جمعی هفته بعد، تهیه صد ساندویچ را در برنامه كار خود قرار دهد. این موضوع با سایر برنامه های محسن تضاد دارد با وجود این محسن می گوید: «باشد». بالاخره روز گردش فرا می رسد، ولی محسن پیدا نمی شود. وقتی تلفن می كنند می گوید: «فراموش كرده ام». وقت هم گذشته است . خیلی بد می شود، ولی بالاخره دوستان او ناچار می شوند فكر دیگری بكنند. كسانی كه گرفتارخشم پنهان (ریایی) هستند هرگز نمی گذارند كسی بفهمد خشمگین شده اند. درواقع گاهی اوقات حتی خودشان هم نمی دانند تا چه حد خشمگین هستند. اما خشم خود را از راه های غیرمستقیم نشان می دهند. مثلأ به جای این كه كاری صورت دهند، مرتبأ می گویند: «بله، اما...» یا این كه آرام در میان افراد خانواده می نشینند و به نوعی اعصاب بقیه را خرد می كنند. وقتی هم دیگران عصبانی شدند، وانمود می كنند كه رنجیده اند و صورت حق به جانب به خود می گیرند. می گویند: «چرا نسبت به من عصبانی هستی؟» یا:‍ «من كه كاری نكرده ام». مشكل همین جاست. این افراد، به همان دلیل كه خشمگین هستند، كاری را كه باید بكنند نمی كنند. اما در عین حال، خشم خود را هم به كسی بروز نمی دهند. خشمگینان ریاكار، وقنی باعث دلسردی دیگران می شوند، حس می كنند كه بر زندگی خود تسلط یافته اند. با كم كاری، خودداری از انجام كار یا به تعویق انداختن كارها، برنامه های دیگران را به هم می ریزند. علاوه بر این می توانند خشمگین باشند و به آنان اعتراف نكنند. می گویند: «تقصیر من نیست. تو بیش ازحد از من انتظار داری». خشم آمیخته به ریا، دشواریهایی هم دارد. مهمترین آنها این است كه شخص، سررشته ی خواسته ها و نیازهایش را گم می كند. درست است كه این افراد ممكن است نگذارند دیگران به خواسته هایشان برسند، ولی خودشان هم نمی دانند كه با زندگی خودشان چه می خواهند بكنند. نتیجه ی آن كسالت، دل سردی وعدم رضایت در روابط با دیگران است.

خشم همراه با بدگمانی

بیژن عاشق همسرش است. به همین دلیل او را چون سایه تعقیب می كند. ازاوسؤالهای جوراجورمی كند. اگرهمسرش برای لحظه ای مرد بیگانه ای را بدون قصد نگاه كند، خشم در درونش زبانه می كشد. او به قدری در این زمینه حسود است كه لیلا را دیوانه می كند . اخیرأ لیلا گفته است كه اگر رفتارش راعوض نكند ازوی جدا خواهد شد. مشكل بیژن تنها حسادت نیست. او به شدت بدگمان است وغالبأ خیال می كند كه دیگران پشت سر او بدگویی می كنند به كمتركسی اعتماد دارد وگاهی درفكراست كه دیگران چه نقشه ی تازه ای برای آزارش كشیده اند. بارها دیگران را متهم كرده است كه از دست اوعصبانی هستند و قصد دارند به او كلك بزنند، اما معمولأ دیگران این موضوع را انكار می كنند. خشم همراه با بدگمانی چنین است كه گفتیم. این خشم هنگامی به سراغ شخص می آید كه احساس كند به صورت غیرمنطقی مورد تهدید قرار گرفته است افراد بدگمان، خطر تهاجم را در همه جا احساس می كنند. اطمینان دارند كه دیگران می خواهند چیزهایی را از چنگشان درآورند - همیشه انتظاردارند كه دیگران به صورت جسمی یا لفظی به آنها حمله كند. اعتقاد دارند كه باید از خودشان دفاع كنند . آنان راهی یافته اند كه بدون احساس گناه، خشمگین شوند. آنان خشم را در زیر نقاب «حفظ ذات» پنهان كرده اند. برای خشم همراه با بدگمانی، بهای زیادی باید پرداخت. افراد بدگمان احساس عدم امنیت می كنند . به كسی اعتماد ندارند. بدتر از همه قدرت قضاوتشان هم ضعیف است و بین احساسات خود و دیگران نمی توانند كاملأ تمایز قائل شوند. آنان خشم خود را در چشم و كلمات دوستان، همسر و همكاران احساس می كنند. به این ترتیب خود و دیگران را گیج می كنند.

خشم ناگهانی

رؤیا آتش گرفته است. مادرش می خواهد او را ازخانه بیرون كند. چطور جرأت كرده است؟ رؤیا ناگهان از كوره درمی رود. هر چه در دستانش است پرت می كند؛ فریاد می كشد و مشت به دیوارمی كوبد. شعله ی خشم او فقط چند دقیقه زبانه می كشد. اما پیش از آن كه این شعله فروكش كند، مادرش گریه كنان از در خارج می شود. كسانی كه دچار خشم ناگهانی می شوند، به رعد و برق بهاری شبیه اند. طوفان خشم، از نقطه ی نامعلومی آغازمی شود وهرچه بر سر راه باشد در هم می پیچند. سپس فرو می نشینند. گاهی فقط به صورت رعد و برق است. لحظه ای جلوه می كند و سپس پایان می گیرد. ولی غالبأ دیگران را آزارمی دهند، خانه ها را خراب می كنند و به اشیاء خساراتی می زنند كه جبران آنها مدتها طول می كشد. كسانی كه دچار انفجار خشم می شوند، برای لحظه ای موجی از قدرت را حس می كنند. همه ی احساسهای منفی خود را تخلیه می كنند تا به آرامش برسند. بدون اندیشه ی سود و زیان، مهار را از عواطف خود برمی دارند. مشكل اصلی خشم ناگهانی، از دست دادن كنترل است. افرادی كه دچار این نوع خشم می شوند، ممكن است برای خود و دیگران خطر ایجاد كنند. ممكن است وحشی شوند. معمولأ چیزهایی می گویند و كارهایی می كنند كه بعدأ‌ از آنها پشیمان می شوند، اما دیگر دیر شده است و نمی توان آب رفته را به جوی برگرداند.

خشم عمدی ممكن است برای مدتی موثر واقع شود، ولی در دراز مدت كارساز نیست

خشم ناشی از شرم

فرید با اتومبیل به دنبال همسرش شهلا می رود. وقتی او را سوار می كند یادش می رود بپرسد كه آیا همسرش از تماشای فیلم لذت برده است یا خیر. شهلا با خودش فكر می كند «این ثابت می كند كه مرا دوست ندارد . اگر به من اهمیت می داد، حتمأ‌ دلش می خواست بداند كه من اوقاتم را چگونه گذرانده ام . همین مرا می سوزاند!» كسانی كه به توجه زیاد، نیاز داشته یا بیش از حد در برابر انتقاد حساس باشند، غالبأ‌ دچاراین نوع خشم می شوند. كمترین انتقاد، این افراد را دچارشرم می كند. این اشخاص متأسفانه خودشان را چندان دوست ندارند. احساس می كنند كه افرادی بی ارزش، نه چندان خوب، درهم شكسته و نخواستنی هستند. بنابراین وقتی كسی آنها را نادیده می گیرد یا مطلب ناخوشایندی به آنها می گوید، آن را دلیلی می گیرند كه دیگری آنها را دوست ندارند همچنان كه خودشان، خودشان را دوست ندارند، اما این موضوع، آنان را واقعأ ‌به خشم می آورد. آن گاه شروع به نیش و كنایه زدن و بدخلقی می كنند. دردل می كنند «تو مرا رنجاندی و حالم را بد كردی پس من هم تو را اذیت می كنم». اشخاصی كه دچار این نوع خشم هستند، به علت خجالت زدگی سعی می كنند. نقطه ضعف دیگران را پیدا كنند. این افراد، هنگامی از شرمزدگی خود خلاص می شوند كه به سرزنش، عیب جویی یا مسخره كردن دیگران بپردازند. خشم سبب می شود كه بتوانند از كسانی كه ظاهرأ آنها را خجالت داده اند انتقام بگیرند، آنها سعی می كنند با خجالت دادن دیگران، احساس بی كفایتی را از خود دور كنند.

خشم گرفتن بر دیگران، راه خوبی برای پنهان كردن شرمندگی نیست. افرادی كه دچار این نوع خشم هستند، در نهایت كسانی را كه دوست می دارند، مورد حمله قرار می دهند. در ضمن، روز به روز تصویر ضعیفتری از شخصیت خویش پیدا می كنند و نسبت به انتقاد دیگران حساستر می شوند. خشم و از كف دادن كنترل، فقط باعث می شود كه احساس بدتری نسبت به خود پیدا كنند.

خشم عمدی

رضا هر وقت با خواسته هایش مخالفت شود، ابتدا قیافه می گیرد. بعد داد و فریاد راه می اندازد و طرف مقابل را به بی توجهی متهم می كند. ظاهرأ بسیار خشمگین به نظر می رسد. گویی كنترل خود را از دست داده است. اما در كمال تعجب وقتی به خواسته اش رسید، خشمش فروكش می كند. چگونه ممكن است كسی در این لحظه عصبانی باشد و چند ثانیه بعد آرام شود؟ خشم عمدی همراه با نقشه ی قبلی است. كسانی كه خشم خود را به این شكل به كار می گیرند، معمولأ می دانند چه می كنند. درواقع خشم آنان با طغیان عواطف همراه نیست. قصدشان تسلط بر دیگران است و بهترین راهی كه یافته اند، ابراز خشم و گاه اعمال خشونت است. مقصود افراد، ازاظهارخشم عمدی، كسب قدرت و كنترل است. هدف اصلی آن است كه به خواسته اشان برسند و برای رسیدن به این مقصود، ازتهدید و اعمال قدرت استفاده می كنند. خشم عمدی ممكن است برای مدتی مؤثر واقع شود، ولی در دراز مدت كار ساز نیست . دیگران از توپ وتشر خوششان نمی آید، بنابراین برای فرار از آن سرانجام، راهی پیدا می كنند.

خشم اعتیادی

سیروس ذاتأ خشمگین است . غالبأ احساس می كند كه افسرده و كسل و از زندگی خود خسته است. اما هرچند وقت یك بار، ظاهرأ حالش به كلی خوب می شود. می گوید: «می دانی چیست؟ هر وقت با كسی دعوایم می شود خود را زنده احساس می كنم. افزایش آدرنالین خون، معركه می كند. فقط درچنین مواقعی است كه هیجان پیدا می كنم». بعضیها به عواطف نیرومندی نیازدارند كه با اظهار خشم همراه است .آنان طالب شدت عواطف هستند، كه هرچند ممكن است دردسرهای ناشی از بروز خشم را نپسندند. خشم آنان، تنها یك عادت ساده نیست، بلكه موجب هیجان عاطفی آنان می شود. خشم، شوخی نیست، بلكه عاطفه ای نیرومند است. معتادان به خشم، منتظرند كه دچارطوفان غضب شوند و از خماری در بیایند! این افراد، مشكل می توانند اعتیاد به خشم را ترك كنند و حالت آنان شبیه كسانی است كه به قمار، موادمخدر یا ماجراجویی معتاد هستند. اگر گاهگاه دچارهیجان شدید نشوند، زندگی برایشان یك نواخت وكسل كننده می شود. معتادان به خشم، در هنگام انفجار احساسات، اوج شدت عواطف و نیروی احساس را درك می كنند. دراین هنگام است كه خود را زنده و پرانرژی می یابند. هر نوع اعتیادی، دردناك و مخرب است . اعتیاد به خشم نیز از این قاعده مستثنی نیست. معتادان راه دیگری برای رسیدن به حال خوب، سراغ ندارند، به این جهت به خشم، وابسته می شوند. این افراد برای این كه از خماری دربیایند، دعوا راه می اندازند و از آن جا كه به شدت به احساسات، نیاز دارند، لذا خشم آنان تابع قانون (همه یا هیچ ) است. برای این افراد هم خشم، بیش از آن كه حلال مشكلی باشد، خود، مشكل آفرین است.

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به سایت بادی کلاسیک نه وبلاگ من بلکه وبلاگ همه ی ورزشکاران جوان و کاربران عزیز خوش آمد می گویم.
مشخصات شما





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by zirebaran.org

IranSkin go Up


بک لینک طراحی سایت